خسته ام ...

خسته ام ...
خسته نبودنت ...
خسته از روزهایی كه بی تو شب می شود ...
و شبهایی كه باز هم بی تو می گذرد ...
تا كه طلوعی و غروبی دیگر بیایند ...
و باز هم گذر زمانها كه بی تو می گذرد ...
می گذرد ...
می گذرد و باز هم می گذرد...![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 15:46 توسط مقتدا مددی
|