بند دل من

به لبخندهای تو بند است

برای دوست داشتنت اما

لبخندهایت را نه

دلت را لازم دارم !

*****************************

هرچه صورتم را شستم

باز رد تنهایی در آیینه بود !

*****************************

گفتی:

مگر به خواب ببینی رخ مرا

دیوانه از خیال تو

خوابم نمی‌برد!

*************************

زیر باران بیا قدم بزنیم

عمر شب را شبی رقم بزنیم

خسته‌ایم از سکوت حنجره‌ها

زیر باران بیا که دم بزنیم

********************

این روزها بیشتر از همه

شعر می‌خوانم

باید مطمئن شوم قبل از من

تو را نسروده باشند !

****************************

می‌آیی در «وا» می‌شود

می‌روی در «بسته» می‌شود

می‌بینی حتی در هم

«وابسته» می‌شود

****************************

تو می‌رسی

مثل این شکوفه‌‌ای که قرار است

روزی هلو شود…

**************************

رسیده‌ام به تو

اما هنوز دلتنگم

انگار به اشتباه

جای طلوع

در غروب چشم‌هایت

فرود آمده باشم !

************************

همیشه نباید حرف زد

گاه باید سکوت کرد

حرف دل که گفتنی نیست !

باید آدمش باشد

کسی که با یک نگاه کردن به چشمت تا ته بغضت را بفهمد . . .

****************************

کاش می‌توانستم به قدری بلند گریه کنم

که شادی بیدار شود