"ع" عین ِ تو ...
گاهی بگذار
هیچ
نگویم
بگذار فقط بنشینم روبرویت
حتی دستهایت را هم نمیخواهم
بگذارشان توی
جیبت که
چشمم بهشان نیفتد
لبهایت را هم جمع و جور کن که
هوایشان به سرم
نزند
اما کاری به چشمهایت نداشته باش
آنها سهم من اند
تو هم هیچ
نگو
بگذار بنشینم و
از سکوتت تا لبخندت
از نگاهت تا اخمت
طرحی
بزنم
نه با رنگ
با کلام
کلامی که با "ع" شروع میشود
"ع" عین ِ
عشق
"ع" عین ِ تو ...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:0 توسط مقتدا مددی
|